سه شنبه 16 شهريور 1389 

به پایگاه خبری پژوهشکده مطالعات راهبردی خوش آمدید

 
     
 

ارتباط با ما

         

 درباره ما

صفحه اول

مسايل داخلي مسايل منطقه اي مسايل بين المللي مسايل تئوريک ساير کشورها سياست خارجي  
 
         
   
  کد تحلیل/خبر :  k89031901010111003  19/03/1389
  نسخه چاپی 


به زودی منتشر می شود
به گزارش واحد انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی کتاب: اتحادیه اروپا؛ هویت، امنیت و سیاست به اهتمام: دکتر سید عبدالعلی قوام(استاد تمام دانشگاه شهید بهشتی) و دکتر داوود کیانی(استادیار دانشگاه آزاد قم) به زودی منتشر و در دسترس علاقمندان قرار خواهد گرفت.

نویسندگان در این کتاب نگاهی دارند به:
اتحادیه اروپا در میان خیل نهادها و سازمان‏های منطقه‏ای و جهانی، موقعیت ممتاز و یگانه‏ای دارد. نه به سادگی می‏توان هویت آن را در چارچوب یک سازمان بین‏الدولی تقلیل داد و نه می‏توان در روایتی اغراق گونه آن را یک نهاد فدرال ارزیابی نمود. بدون شک، اتحادیه اروپا توانسته است تا عناصری از هر دو دسته نهادهای بین الدولی و فرا ملی را در خود با هدف ایجاد وحدت در اروپا، ماندگار سازی صلح حاصل پس از جنگ جهانی دوم در این قاره و تولید رفاه برای شهروندان اروپایی جای دهد.
اگر اتحادیه را سازمانی بین الدولی بدانیم، باید آن را بهترین نمونه همکاری بین کشورهای عضو در نظر گیریم زیرا تا کنون نشان داده است که چارچوب کارامدتری از الگوی موازنه قوا جهت برقراری و یا نهادینه سازی صلح میان قدرت‏های اصلی اروپایی می‏باشد. چنانچه اتحادیه اروپا را نهادی در حال گذار به سمت فدرالی شدن تعبیر نمائیم، در آن صورت نیز این اتحادیه را باید بهترین تجربه موجود «هم‏گرایی» در نظر گرفت. زیرا به‏رغم فاصله این اتحادیه از یک ساختار فدرال، هنوز هیچ نهاد یا سازمان منطقه‏ای دیگری نتوانسته است تا مسیر پیموده شده از سوی اتحادیه اروپا را طی کند.
حیات سیاسی اتحادیه اروپا به دو دوره متمایز دوران جنگ سرد و پس از آن و یا قبل و پس از معاهده ماستریخت قابل تقسیم‏بندی است. در دوره جنگ سرد، جامعه اروپا اساساً یک نهاد کاملاً بین‏الدولی و گوهر فعالیت‏های آن نیز اقتصادی بود. خاتمه جنگ سرد برای دول اروپایی به معنای «آغازی دوباره» در قلمرو هم‏گرایی به شمار می‏رفت. منظور از آغاز دوباره، آن است که اتحادیه در قالب معاهده ماستریخت در سال 1992، گام‏های بلندی را هم به سوی «توسعه» و هم «تعمیق» هم‏گرایی برداشته است: گسترش مرزهای جغرافیایی اتحادیه به سمت جمهوری‏های اروپای مرکزی و شرقی به منزله توسعه و تشکیل اتحادیه پولی و مالی در قالب پول واحد اروپایی (یورو) به مثابه تعمیق. افزون بر این، از دهه 1990 نه تنها بر نقش و اختیارات نهادهای فدرالی اتحادیه نظیر: کمیسیون و پارلمان افزوده شد بلکه سران اروپا با هدف توسعه نهادی اتحادیه و نیز تقویت نقش بین‏المللی آن، اقدام به تشکیل نهاد نمایندگی سیاست خارجی و امنیتی مشترک نمودند، تصمیمی که در جریان نشست ماستریخت گرفته شد و پس از معاهده آمستردام (1997) به مرحله اجرا در آمد.
به‏رغم پیشروی اتحادیه در مسیر هم‏گرایی در دهه 1990، این فرایند همواره با دو تنگنای جدی مواجه بوده است: نخست آنکه، هم‏گرایی صورت پذیرفته از سرشتی ناهمگون برخوردار بوده است. بدین معنا که همکاری کشورهای عضو در زمینه‏های اجتماعی، قضایی و سیاست خارجی اصولاً بسیار کمتر از هم‏گرایی آنان در قلمرو اقتصاد و سیاست‏های تجاری می‏باشد. دوم، گسترش جغرافیایی، توسعه نهادی و کارکردی و نیز تعمیق هم‏گرایی اقتصادی در دهه 1990 با نتایجی غیردلخواه در دهه نخست سده بیست و یکم مواجه شد. شکاف در درون اتحادیه در مورد همراهی یا عدم همراهی با آمریکا در حمله به عراق، بحران قانون اساسی، بحران لیسبون، و بالاخره تمایل اعضاء به روی آوردن به ناسیونالیسم اقتصادی به هنگام مواجهه با بحران مالی جهانی، نشانه‏های آشکاری از بنیه ضعیف روند جدید هم‏گرایی صورت پذیرفته پس از جنگ سرد می‏باشد.
اما اینکه پایان جنگ سرد را باید نقطه عزیمت هم‏گرایی نوین اروپایی قلمداد کرد، از آن سو است که به نظر می‏رسد عامل محیط بین‏الملل و فشارهای خارجی تاثیری مستقیم و علّی بر توسعه و تعمیق هم‏گرایی داشته باشد. فروپاشی کمونیسم در شوروی، قرارگرفتن خیل دولت‏های بی ثبات و از لحاظ اقتصادی و سیاسی توسعه نیافته در پشت دیوارهای اتحادیه اروپا و نیز فروپاشی دیوار برلین و پیرو آن وحدت آلمان، از جمله فشارهای سنگینی بودند که مقامات اروپایی را به سمت ایجاد تحول در هم‏گرایی اروپایی و نیز بالا بردن عیار این فرایند سوق دادند.
بریجید لافان و سونیا مازی در کتاب «هم‏گرایی اروپایی»، بحث جالبی در مورد توسعه تاریخی اتحادیه اروپا دارند. این دو بر این باورند که فشارهای ژئوپولیتیکی و اقتصادی خارجی به اندازه آرمان و اندیشه‏ها، همواره عواملی تعیین کننده در ایجاد و پیشبرد هم‏گرایی بوده‏اند. از این دیدگاه، تهدید شوروی کمونیسم بلافاصله پس از خاتمه جنگ جهانی دوم و نیز نگرش مثبت آن زمان دولت آمریکا به هم‏گرایی اروپایی، رهبران اروپا را به لزوم برپایی شکل جدیدی از همکاری اروپایی رهنمون و هدایت نمود. متعاقب آن، فروپاشی شوروی در 1989 نیز زمینه را برای تعمیق و توسعه اتحادیه اروپا در دهه 1990 بسیار فراهم نمود. در نمونه اخیر، رویداد 11 سپتامبر 2001 نیز موجب اروپایی‎تر شدن سطوح امنیت ملی اعضاء و نیز سیاست‏های ضدتروریستی آنان گردید. به باور لافان و مازی، اقدام جامعه اروپا در تشکیل بازار واحد اروپایی نیز تا حد بسیار زیادی، واکنشی به چالش‏های اقتصادی پیش روی صنایع اروپایی توسط شرکت‏های آمریکایی و ژاپنی و نیز ببرهای اقتصادی آسیای جنوب شرقی بود.
به دلیل پیچیده‏تر شدن ساختار و فرایند تصمیم‏گیری در اتحادیه اروپا و نیز افزایش نقش و نفوذ جهانی اتحادیه، توجهات بین‏المللی به اتحادیه اروپا مدام در حال افزایش است. رشد بی‏سابقه فعالیت‏های پژوهشی در جهت شناخت اتحادیه اروپا یک نمونه مهم در این رابطه می‏باشد. شاید بتوان دلایل اهمیت اتحادیه اروپا را در قالب وجوه زیر بر شمرد. نخست، اتحادیه اروپا با تشکیل بازار واحد اقتصادی موجب شده است تا شرکت‏ها به آسانی و بدون مواجهه با موانع تجاری اقدام به خرید و فروش کالا و خدمات نمایند. شهروندان نیز می‏توانند در ورای مرزهای ملی خود به جستجوی کار و فعالیت‏های تجاری بپردازند، گویی که همگی در درون یک دولت زیست می‏کنند.
دوم، اتحادیه اروپا توانسته است تا به نزاع‏های ژئوپولیتیکی میان فرانسه و آلمان که سابقه‏ای تاریخی و طولانی داشته و سبب‏ساز دو جنگ تمام عیار و جهانی در قرن بیستم بوده است، پایان دهد. از این جهت بی‏دلیل نیست که برخی اتحادیه اروپا را در نخستین معنای خود پروژه صلح می‏نامند. علاوه بر این، قدرت‏های بزرگ اروپای غربی توانستند تا در چارچوب اتحادیه اروپا روابطی نهادینه مند و سازمان یافته با روسیه در چارچوب توافقنامه مشارکت و همکاری (PCA) برقرار نموده و بدین ترتیب روابط دوستانه با روسیه را جایگزین الگوی تاریخی رقابت با این کشور کنند.
سوم، اتحادیه اروپا، سازمان منطقه‏ای اما با حضور و نقشی جهانی است. این اتحادیه هم اکنون بلوک تجاری قدرتمندی است که دارای روابط اقتصادی گسترده با قدرت‏های بزرگ اقتصادی همچون آمریکا، ژاپن، چین و هند می‏باشد. در حال حاضر، اتحادیه اروپا بزرگترین معامله گر تجاری جهانی است به نحوی که بیش از 20 درصد واردات و صادرات جهانی به این اتحادیه تعلق دارد. همچنین،اتحادیه اروپا به موازات توانمندتر شدن تدریجی نفوذ و قدرت اقتصادی خود در نظام بین‏الملل، تلاش نموده است تا به یک بازیگر سیاسی مؤثر در سیاست بین‏الملل تبدیل گردد. اگرچه اتحادیه اروپا تا تبدیل شدن به یک قدرت ژئوپولیتیکی فاصله دارد، اما افزایش نقش و مشارکت مؤثر اتحادیه در بسیاری از بحران‏های بین‏المللی نظیر: صلح خاورمیانه، فعالیت‏های هسته‏ای ایران، کره شمالی، مناقشه روسیه و گرجستان و...، به خوبی بیانگر نفوذ بین‏المللی اتحادیه می‏باشد.
و بالاخره وجه چهارم اهمیت اتحادیه اروپا در ماهیت آن نهفته است. بدین معنا که اتحادیه اروپا نه یک دولت است و نه یک سازمان بین الدولی صرف نظیر: سازمان بیمان آتلانتیک شمالی (نانو) و یا انجمن ملل آسیای جنوب شرقی (آ. س. ان). در حقیقت، اتحادیه اروپا همچنانکه پیش تر ذکر شد ترکیبی از عناصر سازمان‏های بین‏المللی، نهادهای فراملی و نظام‏های ملی را در خود جای داده است. برخی سیاستمداران اروپایی بدان امیدند که اتحادیه اروپا را در قامت یک دولت فدرال مشابه ایالات متحده آمریکا ببینند. دسته‏ای دیگر بیم آن دارند که مبادا اتحادیه در این مسیر گام نهد.
کتاب حاضر که تا بدین لحظه اثری کم نظیر در زمینه معرفی، تحلیل و ارزیابی اتحادیه اروپا و فرایند هم‏گرایی در آن به زبان فارسی می‏باشد، تلاش نموده است تا در سپهر‏های مهمی چون، هویت، امنیت، جامعه‏شناسی، حقوق و سیاست خارجی به واکاوی این اتحادیه بپردازد. در فصل نخست، اهتمام نویسنده به نظریات هم‏گرایی در ابعاد کلاسیک و نوین در اتحادیه اروپا می‏باشد. بررسی سیر تحول در نظریه پردازی نسبت به فرایند هم‏گرایی اروپایی کانون اصلی توجه نگارنده است.
فصل دوم، فرایند هم‏گرایی و وابستگی متقابل اقتصادی را به لحاظ نظری، تاریخی و تجربی مورد بررسی قرار می‏دهد. صرفنظر از دلایل اقتصادی و سیاسی مؤثر بر فرآیند اقتصادی اروپا، در این مقاله تأکید بر روند و چرخه اقتصادی و پولی جامعه اروپا است. به باور نگارنده، بررسی‏های صورت گرفته گویای آن است که تشکیل اتحادیه اقتصادی و پولی حاصل یک اراده سیاسی و نگرانی مشترک است که البته با فراز و نشیب‏هایی نیز همراه بوده است.
فصل سوم با عنوان چالش‏های هویتی در اتحادیه اروپا، نقش مفهوم کلیدی هویت را در فرآیند هم‏گرایی اروپایی مورد ارزیابی قرار می‏دهد. از این منظر، هر یک از اعضای اتحادیه اروپا به شیوه‏های متفاوتی در معرض فرایندهای جامعه پذیری، هنجار سازی و فرهنگ سازی بوده‏اند. به باور نگارنده تقدم هویت ملی بر اروپایی، مانع از تحکیم وابستگی متقابل و تداخل حاکمیت‏ها در اتحادیه اروپا شده است.
فصل چهارم، توسعه هم‏گرایی نوین اروپایی پس از معاهده ماشریخت در ابتدا دهه 1990 را در کانون توجه خود قرار می‏دهد. بنا به دیدگاه نگارنده، گام‏های بلند اتحادیه در زمینه توسعه و تعمیق هم‏گرایی با تنگناهای جدیدی مواجه شده است. کسری دموکراسی و توسعه نا امنی اجتماعی، دو پدیده مهمی هستند که از سرعت هم‏گرایی نوین کاسته‏اند. این مقاله ضمن پرداختن به مفهوم هویت مشترک اروپایی، رابطه میان این مفهوم را با چالش‏های برشمرده در سطح اتحادیه مورد تحلیل و واکاوی قرار می‏دهد.
در فصل پنجم، نگارنده با تأکید بر موضوع تداوم هویت‏های ملی قدیمی در صدد پاسخ به این پرسش است که اصولاً ترتیبات فدرالی و شبه فدرالی گوناگونی که برای تأمین خواسته‏های ملیت‏های تشکیل دهنده کشورهای چند ملیتی اتخاذ شده است تا چه میزان در کاهش تنش‏های ملی و قومی موفق بوده‏اند؟ و بالاخره اینکه فرآیند ادغام در اتحادیه اروپا چه دورنمایی را برای آرمانهای اقلیت‏های ملی اروپا در حفظ هویت‏های جدا گانه خود و کسب حقوق بیشتر ترسیم می‏کند؟
فصل ششم، به بررسی نقش شکاف‏های اجتماعی در شکل‏گیری و توسعه نظام‏های حزبی با ثبات در اروپای مدرن می‏پردازد. نگارنده پس از ارائه تاریخچه‏ای کوتاه از شکل‏گیری احزاب دموکراتیک در اروپای غربی، دلایل ثبات احزاب و رابطه متقابل آنها با شکاف‏های اجتماعی و سیستم‏های انتخاباتی در این جوامع را بیان می‏کند.
فصل هفتم، به موضوع قانون اساسی اروپا و محدوده‏های هم‏گرایی می‏پردازد. نگارنده ضمن تبیین تحول نظام معاهدات در اتحادیه و واکای دو سند پیش نویس قانون اساسی واحد و نیز معاهده لیسبون، پاسخ به این پرسش را مورد اهتمام جدی قرار می‏دهد که اروپا تا کجا می‏تواند در روند وحدت پیش رود و سرنوشت تلاش‏های مربوط به تدوین یک قانون اساسی اروپایی به کجا خواهد انجامید؟
فصل هشتم، با عنوان گروه‏های ذی نفوذ و تصمیم‏گیری در اتحادیه اروپا به بررسی جایگاه گروه‏های ذی نفوذ در اتحادیه اروپا و تعامل آنها با سیستم سیاستگذاری، تصمیم‏گیری و نیز بوروکراسی اتحادیه می‏پردازد. در این مقاله نگارنده بیان می‏دارد که چگونه نتیجه تعامل گروه‏های ذی نفوذ و فشار بر اساس اصول عرضه و تقاضا با نخبگان سیاسی اتحادیه اروپا بر پویایی هم‏گرایی اروپایی تأثیر می‏گذارد.
در فصل نهم، موضوع گسترش اتحادیه اروپا، عوارض و پیامدهای ناشی از این گسترش و افق این روند، مورد تحلیل و واکاوی قرار می‏گیرد. نگارندگان این فصل، ضمن تبیین شکل‏گیری ایده گسترش اتحادیه اروپا و شرح مراحل آن، پیامدهای این سیاست بر هویت، مشروعیت و سیاست خارجی اتحادیه را تحلیل می‏نمایند.
فصل دهم، به موضوع سیاست خارجی مشترک اروپایی اختصاص دارد. سیاست خارجی مشترک یکی از آوردگاه‏های مهم ارزیابی فرآیند هم‏گرایی اروپایی است. نگارنده در تلاش برای پاسخ به این پرسش است که آیا اتحادیه اروپا به عنوان یک بلوک قدرتمند اقتصادی، توان برخورداری از یک سیاست خارجی مشترک در عرصه بین‏الملل را دارد؟
فصل یازدهم با عنوان طرح امنیتی اروپا برای نظام بین‏الملل، به تبیین بنیادهای این طرح و مقایسه آن با رویکرد آمریکایی به نظام بین‏الملل می‏پردازد. از نظر نگارنده، اتحادیه اروپا به دلیل از بین رفتن قواعد بازی حاکم بر دوران جنگ سرد درصدد ارتقای جایگاه راهبردی خود از یک متحد راهبردی برای آمریکا به یک شریک می‏باشد.
در فصل دوازدهم و پایانی نیز، نگارنده می‏کوشد تا ضمن تبیین وضعیت کنونی هم‏گرایی اروپایی، افق و سناریوهای موجود در مورد آینده این فرایند را ترسیم و بررسی نماید.

* علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشترمی‌توانند با شماره تلفن: 88802476، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی تماس حاصل نمایند.
 


نظر سایرین :


   نظر شما

پست الکترونیک

نظر شما
(حداکثر 255 حرف)

 
 

*** پژوهشکده مطالعات راهبردی ***
  استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است.

 
         
  طرح و اجرا : علی رئيس دانا- 1384  

 کليه حقوق اين وب سايت برای پژوهشکده مطالعات راهبردی محفوظ است.